سكوت التهاب آميز ما
صداي قلبهاي اشتياق
ترديد تو و
نياز من
ناگهان

زيبا شدم
و دستهاي كبوتري تپنده
زينت هميشهي وجودم
شد

قلمت را بردار
بنویس
از همه خوبیها
زندگی
عشق
امید
وهر ان چیز که برروی زمین است:
گل مریم
گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
ازدل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس
که چو یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد
قلمت را بردار بنویس:
زندگی با همه تلخی ها شیرین است
همیشه سبز می خشکد
همیشه ساده می بازد
همیشه لشگر اندوه به قلبهای ساده می تازد
من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از یادم
به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد

از شتاب خویش بکاهید و از زندگی کام بجویید .
با شتاب نه تنها صحنه ها و منظره ها را
بلکه حتی این حس را که:
به کجا میروید و چرا ؟
از دست میدهید
