تبليغاتX
MEHRE NOOSHIN
تا کسي بيايد کسي که پنجره هاي ديار مرا باور کند

نشکند از هجرت هياهو بگويد از سکوت......

دانه هاي کبود وخشک خاک را رنگ سبز بزند

 اي کاش کسي بيايد

 که آبي باشد آشنا مثل رويا کسي

 که نديده باشم نه به چشم .

نه به خواب .

نه به رويا کسي که مثل تو باشد ساده

 باران خورده وخيس و من سال هاست

 به انتظار آمدن

 او

 لحظه هاي سرد وساکت

روزگارم را حتي با باران هم قسمت نمي کنم......

به انتظار امدنت در تمام لحظاتم هستم............................

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 11:55 PM توسط mehrnoosh |

تا کسي بيايد کسي که پنجره هاي ديار مرا باور کند

نشکند از هجرت هياهو بگويد از سکوت......

دانه هاي کبود وخشک خاک را رنگ سبز بزند

 اي کاش کسي بيايد

 که آبي باشد آشنا مثل رويا کسي

 که نديده باشم نه به چشم .

نه به خواب .

نه به رويا کسي که مثل تو باشد ساده

 باران خورده وخيس و من سال هاست

 به انتظار آمدن

 او

 لحظه هاي سرد وساکت

روزگارم را حتي با باران هم قسمت نمي کنم......

به انتظار امدنت در تمام لحظاتم هستم............................

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 11:49 PM توسط mehrnoosh |

اگر بايد گريه كني همانند يك كودك گريه كن.

روزگاري طفلي بودي و اولين چيزي كه در زندگي آموختي گريستن بود، زيرا گريستن جزيي از زندگي است.

اين را به ياد داشته باش و هرگز فرموش نكن كه نشان دادن احساسات باعث شرمساري نيست.

فرياد بزن و با صداي بلند هق هق كن.

هر چقدر كه مي خواهي فرياد بزن.

 زيرا كودكان نيز به همان طريق مي گريند و آنها گريه را سريعترين راه براي آرام ساختن دلهايشان مي دانند

این هم دلیل برای اشک ها ی من.............................

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 11:45 PM توسط mehrnoosh |

دوست دارم تاباآواي اذان عشق ِتو ازخواب غفلت برخيزم

وبااشک ديدگانم وضو ساخته وبه محراب پاک دلت بيايم

 وتاسحر سر برسجاده پيشانيت گذارم وتنهاپنجره قلبم را

 به سوي پرتوهاي آفتاب مهر توباز کنم تاجانم دمي آرام گيرد

می خوا هم چشمانم با یاد تو باز شود و با یاد تو بسته شود..............................

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 11:39 PM توسط mehrnoosh |

امشب هواي خانه را عطرآگين مي کنم.

 امشب در ماه عکس تو را خواهم ديد.

 امشب چشمان خود را بر ستاره ها مي بندم .

امشب فضاي خالي خانه را پر از تو خواهم کرد .

امشب سينه ام را لبريز غصه خواهم کرد.

 امشب نگاهم را به دورترين نقطه پنجره خواهم انداخت.

 امشب ذهنم مشوش مي شود امشب خاطره هايم را به ياد مي آورم.

 امشب هواي تو به سرم زده .

برای تو برای لحظه های با تو بودن................................

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 11:31 PM توسط mehrnoosh |

عشق    جوشد    بحر   را   مانند      ديگ  

                                    عشق   سايد  کوه   را  مانند   ريگ


عشق    بشکافد   فلک   را صد    شکاف  

                                    عشق   لرزاند   زمين   را   از   گزاف


عشق   آن شعله است کو چون بر فروخت 

                                    هرچه جز معشوق باقي جمله بسوخت

 
عشق   بحري    آسمان   بر   وي    کفي

                                    چون   زليخا   در   هواي    يوسفي

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 1:53 AM توسط mehrnoosh |

وقتي خواستم زندگي کنم راهم را بستند 

 وقتي که خواستم عاشق شوم گفتند گناه است 

 وقتي به راستي عشق ورزيدم گفتند دروغ است 

 وقتي گريستم گفتند کودکانه است

  وقتي خنديدم گفتند ديوانه است

وقتي که سکوت کردم گفتند عاشق است.. 

 وقتي به ستايش روي آوردم                           گفتند خرافات است...

 

هیچ وقت در هیچ زمان من را ندیدند  " هیچ وفت در هیچ زمان من را نفهمیدی..............

ناشناس

 

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 1:48 AM توسط mehrnoosh |

من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست

كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام.....گل بگو گل بشنو.....

هر كسي مي خواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد.....

شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست.......

شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست......

بر درش برگ گلي مي كوبم.......و به يادش با قلم سبز بهار......

مي نويسم اي يار خانه ي دوستي ما اينجاست......

تا كه سهراب نگويد ديگر... خانه ي دوست كجاست؟؟

 

من می گویم خود دوست کجاست خود یار کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 1:37 AM توسط mehrnoosh |

قناري سار بلبل پر پرستو پر کبوتر پر
خزانسوزست باغ دل هر آن گل نازنين تر پر
من وحسرت نشيني ها من و اين سخت جاني ها
تو از دلبستگي ها پر تو تا يک آسمان پر / پر
تمام زندگي تکرار يک کوچ است يک پرواز
تمام زندگي تکرار يک گل يک گل پرپر

 تو وچون گل شکفتن ها تو و تا اوج رفتن ها
من وخارجنون دردل من و تيرخطر در پر
تمام سينه سر خان روي بال خويش مي بردند
تو را وقتي که زخم يک کبوتر داشتي در پر
چه مي خواهي دگر از من بگير و يک جنون بشکن
اگر آيينه آيينه اگر دل دل اگر پر پر

 من از افسانه موهوم دل بايست مي خواندم
که در اسطوره آتش سياوش پر سمندر پر
هميشه قسمتم اين کنج محنت نيست مي دانم
به سوي چشمهايت مي گشايم روزي آخر پر

ای کاش میدانستی..................................................

ناشناس

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 1:29 AM توسط mehrnoosh |


وقتي بارون مياد هر چند تا قطره بارون که تونستي بگيري همونقدر دوستم داري

 هر چند تا هم
که نتونستي بگيري من تو رو همونقدر دوست دارم

این خیلی به واقعیت دل من نزدیکه

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 1:23 AM توسط mehrnoosh |

عجب نگاه مي کني
عجب گناه مي کني
    عجب کنار چشمه اي
مرا براه مي کني
    عجب ستيز مي شوي
            عجب گريز مي شوي
                   عجب کنار پرسه اي
                          هميشه هيچ  ميشوی

کاش حرفهای من رو میفهمیدی

+ نوشته شده در 84/07/14ساعت 1:14 AM توسط mehrnoosh |

یک پنجره برای من کافی است

یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیدن

حرفی به من بزن من در پناه پنجره ام

من با آفتاب رابطه دارم.

for u for all the time

my soul

+ نوشته شده در 84/07/13ساعت 3:47 PM توسط mehrnoosh |

من اناری دانه میکنم

به دل می گویم:خوب بود این مردم دانه های دلشان

 پیدا بود.

سهراب سپهری

+ نوشته شده در 84/07/13ساعت 3:30 PM توسط mehrnoosh |

برای رفتن راهی دراز است

 من وتو میگذریم

 مثل لحظه ها

دست به دست هم زیر نور ستارگانی 

 که عاشقانه می درخشند.

من در این راه دراز میخواهم همراهت باشم

 

+ نوشته شده در 84/07/13ساعت 3:23 PM توسط mehrnoosh |

اي تو آن معصومانه ترين عشق و اميد ،

 منم آن ره سپرده دل به سوي تو تا كجا پيش بايد رفت ،

 تا رسيد ،

 بر در معبد عشق تو و ، كوي تو ... ؟

 اي تو آن زيباترين غنچه باغ اميد ،

 منم آن بي چراغ ِ شبزده ... دلخسته و شكسته دل ،

 بي نگاه ! در انتظار ديدار تو ، گيج و تبزده !

منتظرم همیشه! منتظر یک کلمه

+ نوشته شده در 84/07/13ساعت 5:36 AM توسط mehrnoosh |

اي تو آن مهرت به جانم ريخته پر اميد ،

 منم آن بي نشان و گم شده ، در عشق تو ... در كجاي حادثه بايد دويد ،

 تا كه شايد شد شهيد ، در يگانه عشق تو ... ؟

 اي تو آنم بهترين !   اي تو آنم مهربان !  

 اي تو در جانم آتش عشق را افروخته تر!

جز به تو دلدادنم باشد گناه ...

 برای تو بهترین عزیز  " شاید تنها کناهی باشه که میل به زیاذ شدن و غرق شدن در اون رو دارم"

 

ناشناس

+ نوشته شده در 84/07/13ساعت 5:20 AM توسط mehrnoosh |

روزي ما دوباره كبوتر هايمان را
پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت
روزي كه كمترين سرود بوسه
است
و هر انسان
                           براي هر انسان
برادري است و قلب براي زندگي بس است
روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است
                                         تا تو به خاطر اخرين حرف دنبال
                                             سخن نگردي
روزي كه اخنگ هرحرف زندگي
است
تا من به خاطر شعر رنج قافيه نبرم
روزي كه هر لب ترانه اي است
تا كمترين سرود بوسه باشد
روزي كه تو بيايي
براي هميشه  بيايي

و مهرباني و زيبايي يكسان
شود
روزي كه ما براي كبوتر هايمان
                                  دانه بريزيم
و من ان روز را انتظار
                     ميكشم
حتي روزي كه
                         نباشم

من همیشه انتظار تو را می کشم

شاملو
 

+ نوشته شده در 84/07/13ساعت 0:3 AM توسط mehrnoosh |

 

مدت هاست که قلبم کندتر از همیشه میزند.

صدایم خاموش شده " من در این گوشه ی

دنیا در انتظار بزرگی و بخشش اویم"

 

هزارن بار مهرش را بر خود دیده ام.

صدایم خاموش میشود وناقوس عشق دیگر زنگی

را به صدا در نمی اورد.

ستاره ی اقبال من هر شب روشن است ولی به

 روی هزاران نفر لبخند می زند.

نسیم نا امیدی بر دل کوچکم رخنه کرده "مهرت را

چون باران بر من ببارو باز هم زندگیم بخش.

برای تو بهترینم

 

ناشناس

+ نوشته شده در 84/07/12ساعت 6:27 PM توسط mehrnoosh |

تو ان منی" من ان توام:

این را یقین بدان.

اندر دلم

در بند گشته ای:

گم شد کلید ان

باید بمانی تا ابد" در ان.

for u

ناشناس

+ نوشته شده در 84/07/12ساعت 6:15 PM توسط mehrnoosh |

خفتن را سه گونه است:

گناهکار"در هنگام مرگ به خواب می رود

دلخسته در طبیعت.

و  عاشق در خدواند.

یوهانس شفلر

+ نوشته شده در 84/07/12ساعت 6:6 PM توسط mehrnoosh |

 دل شکسته ام ? از تکرار حادثه ها به دنبال مرهمي هستم تا ردپاي زخمي را بزدايم .

 مي خواهم فاصله ها را به فراموشي بسپارم و اميد را به خانه ي کوچک قلبم دعوت کنم .

 اولين اميد من آن وجود پاک توست و آخرين اميد من نگاه توست .

for u  

ناشناس

+ نوشته شده در 84/07/12ساعت 1:55 AM توسط mehrnoosh |

به نبایدها گوش کن.

بچه جان به نکن ها گوش کن

به اجازه نداری ها

نمی توانی هاو نمی شودهاگوش کن

اما به من هم گوش کن:

هر کاری شدنی است. بچه جان هیچ چیزی محال نیست

شل سیلور استاین

+ نوشته شده در 84/07/12ساعت 1:7 AM توسط mehrnoosh |

حرف را باید زد

درد را باید گفت

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن پندار سرور اور مهر.

حمید مصدق

+ نوشته شده در 84/07/11ساعت 12:38 PM توسط mehrnoosh |

یه چشم همیشه باید توش اشک باشه و گر نه ... می سوزه.

یه دل همیشه باید توش غم باشه و گرنه... میشکنه.

یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه وگرنه.... اسیر میشه.

یه قناری ,باید به اواز خودش ایمان داشته باشه وگرنه....ساکت میشه.

یه لب باید همیشه روش خنده باشه و گرنه...ادم زود پیر میشه.

  ناشناس

+ نوشته شده در 84/07/11ساعت 1:45 AM توسط mehrnoosh |

 گر بدینسان زیست باید پست

من جه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم

بر بلند کاج خشک وچه بن بست

گر بدیسان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک

     شاملو

+ نوشته شده در 84/07/11ساعت 1:26 AM توسط mehrnoosh |

----------------------------------------- sevom.persianblog ------------------ Ybase=30; //Clock height. Xbase=40; //Clock width.